الهی هب لی کمال الانقطاع الیک             تاملاتی بر افکار روزانه

کندو

July 19th, 2008 blog

چهارشنبه قبل رفتم سر کندوها.

جای جدید روستایی بود حوالی جاده چالوس.

45 کیلومتری جاده چالوس جاده جدا می شد ، جاده ای خاکی که حدود 1:30 زمان برد تا از میان جنگل و پیچ و خم کوهها عبور کنیم و برسیم به دشتی که نزدیک به قله ها وجود داشت. دشت روستای دلیر ، منطقه ای بکر که به مدد نداشتن راه اسفالته همچنان بکر مانده. منطقه خیلی زیباتر از کلاردشت هست و روستائیان روز شماری می کنند که جاده هر چه زودتر اسفالته شود تا انها هم به نان و نوایی از فروش زمینها برسند. تمام زمینها را قسمت کرده اند با دیوار کشی مرتب که خدایی ناکرده بعدها دعوایشان نشود به جنگل و کوه و شیب 70 درصد هم رحم نکرده اند.

از زمانی که وارد جنگل شدیم مه همراهمان بود با دیدی حداکثر 10 متر که در دشت مرتفع دید کمی بهتر شد.

شب را با پوشیدن کاپشن و شلواری اضافه و کلاه و 3 پتو همراه با لرزیدن گذراندم. جای تان خالی همان شب گویا تهران دمایی حدود35 درجه بالای صفر را تجربه کرده بود.


Read the rest of this entry »

دوستان