May 14th, 2008 blog
استاد محمود امجد در جمع تعدادی از طلاب قم:
افرادی مثل شیخ رجبعلی و شیخ جعفر مجتهدی بدون اینکه درس بخوانند به مقامات عالی رسیدند علت آنها چه بوده؟
آقا خدا خواسته ، معصیتی پیش آمده انجام ندادند خدا خواسته یک چیزهایی به ایشان داده ، شیخ رجبعلی الگو نیست آقا شیخ جعفر مجتهدی الگو نیست آقا فخر (تهرانی) الگو نیست اینها الگو نیستند و و لكم فى رسولالله اسوه حسنه .
اگر انسان به جای عبادت مطالعه نماید؟
این سوال شما مثل سوالی است که از شیخ شد به شیخ نوشتند که من نمازشب بخوانم یا مطالعه کنم ؟ گفته بود آن ده دقیقه قلیانت را ترک بکن نماز شب بخوان.
چگونه بفهمیم کدام شخص استاد واقعی اخلاق می باشد؟یک استاد می گوید مستحبات را زیاد انجام بدهید و دیگری می گوید کمتر کدام یک صحیح تر می باشند؟
در حوزه اساتید اخلاق خوب زیاد است اونی که به گفته های خودش عامل تره آن را برگزینید .استادی که می گوید کمتر مستحبات را انجام بدهید آن واردتر می باشد طلبه مقدس خشک به درد اسلام نمی خورد طلبه باید عاقل باشد نماز واجبش را بخواند همه اش ده دقیقه خدا از ما نماز خواسته خیلی باشد هفده دقیقه ، این هفده دقیقه را با خدا حرف بزند بقیه خواست حرف بزند خواست حرف نزند طلبه ای که عاقل نیست باید برود پی کارش .
در مورد نماز شب؟
نمی خواهد حال نداشتین نخوانید حالا نمی خواهد نماز شب را طول دهید گردنت را کج کنی بلند شوید دو رکعت نماز بخوانید و ادای خوب ها را دربیاورید بعد بشین با خدا بگو خدایا من این هستم من نمی توانم درستم کن، تو بینی و بین الله اگر دوستت از مسافرت بیاد اگر دو روز تمام هم نخوابیده باشی بلند می شی بانشاط می گردی خدا دوست شماست و بهتر از خدا هم دوستی ندارید حواستان باشد.
متن كاملتر
Posted in تذکره, دین | No Comments »
May 14th, 2008 blog
گزارش از رونمایی اسنادی از جامعه ایرانی پس از کودتای سید ضیا
هفته گذشته دکتر مجید تفرشی که ذکر خیرش رفت در دفتر انجمن زنان پژوهشگر تاریخ به شرح یافته های جدیدی از میان اسناد 90 سال پیش ایران پرداخت.و برایمان چگونگی پیداش این اسناد را که عمدتا مضمونی اجتماعی تاریخی دارند اینگونه روایت کرد: چندی قبل تماسی با من گرفته شد که پیرمردی در تماس با سازمان اسناد بریتانیا ادعا می کند اسنادی در ارتباط با ایران را در منزل خویش نگهداری می کند. به عنوان سند شناس ایرانی به سراغش رفتم.
او ادموند ادواردز پیرمرد 89 ساله متولد همدان و ساکن بریتانیا تصویر اسنادی را از مادر خویش به یادگار داشت در ارتباط با 12 سال زندگی وی در ایران. تصویر اسناد، مطالعه انها و مشخص شدن ارزششان باعث شد که برای پیدا کردن اصل اسناد به امریکا سفر کنم و انها را بیابم.
او سپس به شرح این اسناد پرداخت :
کلارا ادورادز همسر سیسیل ادواردز مدیر نمایندگی شرکت اورینتال کارپت کمپانی مدت 12 سال در عنفوان جوانی را د رایران گذارنده است. شوهر انگلیسی وی که بعنوان عامل این شرکت مدتی را در عثمانی گذرانده بود پس ازدواج با کلارا که دختری اهل امریکاست برای ادامه کار به ایران می اید. کتابی که سیسیل در ارتباط با صنعت فرش تحریر کرده است از کتابهای ماندگار در این زمینه است.
نمایندگی این شرکت در همدان قرار داشت و کلارا در طول 12 سال زندگی در ایران بطور مداوم مشغول نوشتن در ازتباط با ایران بوده است. وی که در کالجی در پنسیلوانیای امریکا درس خوانده خواهر دوقلویی دارد که بطور مداوم هفتگی به مدت 12 سال انچه را دیده است با جزئیات برایش می نویسد، نامه های که برای دیگر دوستانش نوشته و مکتوباتی که در موقعیتهای دیگر کتابت کرده نیز امروز ما را با حجم عظیمی از اسناد دست نخورده اجتماعی ایران روبه رو می کند.
او در اوریل 1911 به تهران وارد شده و در سال 1923 از ایران خارج شده است.
وی در مدت حضور در ایران بعنوان تنها کارمند خارجی این شرکت بعنوان منشی و دفتردار؛ اسناد ، محاسبات و مکاتبات کمپانی را در دست داشته، که این نامه ها در اسناد باقی مانده از او وجود دارد. و البته زمانهایی را نیز بعنوان معلم در مدرسه امریکائیهای همدان گذرانده است.
او بنا به شغلی که داشته با همسرش مسافرتهای زیادی در ایران انجام داده، مهمترین خصیصه ای که در خاطرات او بچشم می خورد ، مسئله ای که اکثرا از نگاه مستشرقان و ایرانشناسان دیگر به دور مانده، حضور و معاشرت بلندمدت وی با قشر پایین و عامه جامعه ان روز ایران هست. او مشاهدات خود از این ارتباطات را بطور کامل در خاطراتی که از خود به جای گذارده شرح داده است. همچنین او در نوشته های که از خود بجای گذارده به شرح کاملی از رفتارهای اجتماعی که می دیده پرداخته است. لالایی هایی که پیرزن دایه فرزندش می خوانده، نوع لباس اهالی بخصوص زنان، قوت غالب ایرانیان و … پرداخته است.منابعی که نگاه روشن تری و عمیق تری را به جامعه پس از مشروطه ایران موجب می شود. بخصوص انکه به نظر می آید نویسنده انها به نسبت غرض ورزی کمتری در نوشته ها بروز داده است. وی در نوشته ها همذات پنداری جالبی را با زنان ایرانی نشان داده، و هیچگاه به دیده تحقیر به انان نگریسته، او که پس از مشروطه به ایران وارد شده، کودتای سید ضیاء را دیده و مسئله جنگ جهانی ، تورم و قحطی به دنبال ان را لمس کرده و به خوبی توانسته انروز جامعه غیر درباری ایران را به تصویر بکشد.
مهمترین خصیصه دیگر او را میتوان عدم ارتباطش با دربار دانست مسئله ای که موجب شده او بیشتر به کنکاش در ماهیت جامعه ایرانی بپردازد.
او پس از خروجش در ایران در دهه 1940 یک شغل پژوهشی در کمبریج می گیرد و پس ان در دهه 50 آلزایمر به سراغ او می اید.
و در اواخر دهه 50 فوت می کند.
در اسناد بجا مانده از وی چندین هزار برگ در رابطه با خاطرات او از ایران بصورت دست نویس یا تایپ شده مشاهده می شود. نکته قابل تامل این است که این اسناد تا بحال تنها در 2 مورد آنهم نه بصورت جامع بلکه محدود مورد مطالعه قرار گرفته است.
مهترین نکات موجود د راین اسناد را می توان اینگونه بر شمرد:
- شرح دقیق اوضاع و احوال اجتماعی زنان در ان دوران
- بیش از 10 سفرنامه
- مقایسه ای از رفتاها برخوردهای اجتماعی نواحی مختلفی که او بدانجا سفر کرده است.
- تاثیر کودتا و قحطی بر خانواده
- تحولات اقتصادی آن دوره
- مناسبات اجتماعی مردم با حکومت
- چندین مقاله در مورد تحولات اجتماعی زنان و جامعه برای روزنامه ها و مجلات
- عکسها و مواد تحقیقی که وی برای نوشتن مقالات جمع کرده
- نامه های مرتبط با کمپانی ( بعنوان اسناد موجود در حوزه تجارت خارجی ایران)
- وجود چندین نقشه از ایران که تعدادی از انها نایاب هستند
- مشخصات تعدادی از راههای مواصلاتی ایران که د رحال حاضر از بین رفته اند.
Posted in معاصر, مکتوبات | 4 Comments »