الهی هب لی کمال الانقطاع الیک             تاملاتی بر افکار روزانه

وجود

May 24th, 2008 blog

امروز به تببین اصالت وجود و تفاوت این نگاه با  نظر ارسطو در باب علت و معلول و چگونگی مسئله حضور خدا گذشت.

توی دامنه های کوههای البرز، نزدیکی روستای جی، یک روز در دامن طبیعت. بسی کیف داد.

شب شهادت*

May 23rd, 2008 blog

* این مطلب را برای سالگرد استاد شهید مرتضی مطهری نوشته بودم ، برای جریده ای. اما انچه نباید بشود شد و مطلب چاپ نشد و تا امروز هم مرا در بی خبری گذاشتند.

آفت روحانيت اهل تسنن دولت زدگي است و آفت روحانيت شيعه عوام‌زدگي است 1

این سخنان کسی است که سالهای بیشماری از عمر خویش را صرف درس و بحث در حوزه های علمیه کرده و تا پایان عمر پربارش از کسوت روحانیت دفاعی عاقلانه و ماندگار می کند.

” جامعه در بسياری از حالات مانند فرد است . از آنجمله آفت زدگی است البته آفت اجتماع متناسب و مخصوص به خود اجتماع است . هر جامعه‏ای نيز يك نوع آفت مخصوص به خود دارد . آفتی كه جامعه روحانيت ما را فلج‏ كرده و از پا درآورده است ” عوام زدگی ” است . عوام‏زدگی از سيل زدگی‏ ، زلزله‏زدگی ، مار و عقرب زدگی بالاتر است . اين آفت عظيم معلول نظام‏ مالی ما است .

روحانيت ما در اثر آفت عوام زدگی نمی‏تواند چنانكه بايد ، پيشرو باشد و از جلو قافله حركت كند و به معنی صحيح كلمه ، هادی قافله باشد ، مجبور است در عقب قافله حركت كند . خاصيت عوام اينست كه هميشه با گذشته و آنچه به آن خو گرفته پيمان بسته است ، حق و باطل را تميز نمی‏دهد . عوام‏ هر تازه‏ای را بدعت يا هوا و هوس می‏خواند ، ناموس خلقت و مقتضای فطرت‏

و طبيعت را نمی‏شناسد ، از اين‏رو با هر نوی مخالفت می‏كند و هميشه طرفدار حفظ وضع موجود است . .. .

ما هم اكنون می‏بينيم كه عوام‏الناس به مسائلی جدی از نوع توزيع عادلانه‏ ثروت ، عدالت اجتماعی ، تعليمات عمومی ، حاكميت ملی و امثال اين‏ مسائل كه پيوند ناگسستنی با اسلام دارند و اسلام است كه عنوان كننده اين‏ حقايق و مدافع آنها است ، به آن چشم نگاه می‏كنند كه به يك هوس كودكانه‏ . روحانيت عوام زده ما چاره‏ای ندارد از اينكه آنگاه كه مسئله‏ای اجتماعی‏ می‏خواهد عنوان كند ، به دنبال مسائل سطحی و غير اصولی برود و از مسائل اصولی صرف نظر كند ، و يا طوری نسبت به اين مسائل اظهار نظر كند كه با كمال تأسف علامت تأخر و منسوخيت اسلام به شمار رود و وسيله به‏ دست دشمنان اسلام بدهد . حكومت عوام ، منشأ رواج فراوان ريا و مجامله و تظاهر و كتمان حقايق و آرايش قيافه و پرداختن به هيكل و شيوع عناوين و القاب بالا بلند در جامعه روحانيت ما شده كه در دنيا بی‏نظير است . حكومت عوام است كه‏ آزاد مردان و اصلاح طلبان روحانيت ما را دلخون كرده و می‏كند” 2

استاد شهید مرتضی مطهری ، از معدود روحانیونی است که باب انتقاد را در دوجه باز کرد او از یک سو به جامعه روحانیت انتقاد وارد می سازد و از یک سو انتقاد به استاد را نه تنها جایز که ضروری می شمارد. حتی اگر استاد فردی چون علامه گرانقدر طباطبائی باشد.

نقد وی که به دور از هر گونه تند خویی است در واقع نگاهی قابل تامل در روابط شاگرد و استادی است و از جهتی نیز نشان دهنده فضای بازی است که حوزه برای انتقاد قائل است. ایشان در مقاله ای با عنوان جاودانگی و اخلاق به نقد استادی می نشید که از او به لفظ ” روحی له الفدا” یاد می کند.

اردیبهشت ماه 1358 یاداور شهادت مردی است که در فضای ملتهب انقلابی ایران می توانست چون طالقانی و مفتح و بهشتی و … وزنه ای در جهت تلطیف فضای انقلابی ایران باشند.

مطهری در اوج حرکت مردمی ایران بر ضد شاه همراه با اقایان سید محمود طالقانی، سید علی خامنه‌ای (رهبر انقلاب)، محمد رضا مهدوی کنی، احمد صدر حاج سید جوادی، مهندس مهدی بازرگان، دکتر یدالله سحابی، مهندس مصطفی کتیرایی، سرلشگر ولی الله قرنی، سرتیب علی اصغر مسعودی به عنوان اعضای شورای انقلاب مشغول به کار شدند .

این شورا پس از تشکیل دولت موقت نیز با تغییراتی در بین افرادی که به دولت رفتند و جایگزینی تعدادی دیگر به کار خود ادامه داد.

استاد همزمان در دو وجه علمی و اجتماعی حضور داشت. در چاپ جدید کتاب علل گرایش به مادیگری استاد مقدمه ای نگاشتند که در آن نقد ماتریالیسم از ارکان مطلب بود. این نقد را عده ای تاب نیاوردند به خصوص گروه فرقان که در ابتدا به قصد اصلاح تشکیل شده بود و در عاقبت با ترورهای کور به پایان رسید. انان با چاپ شدن این نقد به تفاسیرشان، اخطار کرده بودند که با کسانی که دست به رد و نقض آثارشان بزنند به شیوه نظامی برخورد خواهند کرد.

این رویه دوستان استاد را نگران کرد و باعث شد تا به ایشان گوشزد کنند که این نوع رفتارهای بدون تعمق را جدی بگیرند.

جواب استاد این بود: اگر قرار است من زندگی خود را در راه جلوگیری از انحراف در اسلام از دست بدهم بگذار چنین باشد که این بهترین شیوه مردن است.

و این چنین استاد تا انتها بر موضع خود مستدل باقی ماند .

در 11 اردیبهشت ماه 1358 جلسه ای با حضور تعدادی از اعضای شورای انقلاب در منزل دکتر سحابی برقرار بود. جلسه حول و حوش مسادل دولتی و سیاسی دور می زند، تا ساعت 10 : 30 که جلسه تمام شد. استاد همراه با مهندس کتیرایی از منزل دکتر سحابی خارج می شود. مهندس کتیرایی در حال صحبت با یکی دیگر از دوستان بوده که استاد کمی فاصله می گیرد و به سمت ماشین قدم میزند در زمانی که به ابتدای کوچه می رسد فردی او را به نام صدا میزند. استاد به عقب بر می گردد که در این هنگام با شلیک آن فرد گلوله به صورتشان برخورد می کند، ایشان غرق در خون به زمین می افتند، پس از اندکی استاد را به سرعت به سوی بیمارستان طرفه می برند. اما معالحات دردی را دوا نمی کند . تشییع ایشان در صبح پنج شنبه از دانشگاه تهران شروع می شود و در قم و در مسحد بالاسر به خاک سپرده می شوند.

با شهادت استاد علامه مرتضی مطهری ایران و اسلام از خدمات یکی از فرزندان خدوم خود محروم گشت.

ا و 2 : مقاله منتشره در کتاب مرجعیت و روحانیت، باز نشر در مجموعه اثار ، ده گفتار.

خرداد

May 22nd, 2008 blog

هر چه بیشتر می بینم و فکر می کنم، جز اصلاح طلبی راه دیگری نیست.

یادش بخیر چه ساده از دست دادیم انهمه فرصت را. !.!.!

تست

May 15th, 2008 blog

دارم تست می کنم بینم به روز رسانی با ورد چه مزه ای میده

سلوک

May 14th, 2008 blog

استاد محمود امجد در جمع تعدادی از طلاب قم:
افرادی مثل شیخ رجبعلی و شیخ جعفر مجتهدی بدون اینکه درس بخوانند به مقامات عالی رسیدند علت آنها چه بوده؟
آقا خدا خواسته ، معصیتی پیش آمده انجام ندادند خدا خواسته یک چیزهایی به ایشان داده ، شیخ رجبعلی الگو نیست آقا شیخ جعفر مجتهدی الگو نیست آقا فخر (تهرانی) الگو نیست اینها الگو نیستند و و لكم فى رسول‏الله اسوه حسنه .

اگر انسان به جای عبادت مطالعه نماید؟
این سوال شما مثل سوالی است که از شیخ شد به شیخ نوشتند که من نمازشب بخوانم یا مطالعه کنم ؟ گفته بود آن ده دقیقه قلیانت را ترک بکن نماز شب بخوان.

چگونه بفهمیم کدام شخص استاد واقعی اخلاق می باشد؟یک استاد می گوید مستحبات را زیاد انجام بدهید و دیگری می گوید کمتر کدام یک صحیح تر می باشند؟
در حوزه اساتید اخلاق خوب زیاد است اونی که به گفته های خودش عامل تره آن را برگزینید .استادی که می گوید کمتر مستحبات را انجام بدهید آن واردتر می باشد طلبه مقدس خشک به درد اسلام نمی خورد طلبه باید عاقل باشد نماز واجبش را بخواند همه اش ده دقیقه خدا از ما نماز خواسته خیلی باشد هفده دقیقه ، این هفده دقیقه را با خدا حرف بزند بقیه خواست حرف بزند خواست حرف نزند طلبه ای که عاقل نیست باید برود پی کارش .

در مورد نماز شب؟
نمی خواهد حال نداشتین نخوانید حالا نمی خواهد نماز شب را طول دهید گردنت را کج کنی بلند شوید دو رکعت نماز بخوانید و ادای خوب ها را دربیاورید بعد بشین با خدا بگو خدایا من این هستم من نمی توانم درستم کن، تو بینی و بین الله اگر دوستت از مسافرت بیاد اگر دو روز تمام هم نخوابیده باشی بلند می شی بانشاط می گردی خدا دوست شماست و بهتر از خدا هم دوستی ندارید حواستان باشد.

متن كاملتر

جامعه ایرانی

May 14th, 2008 blog

گزارش از رونمایی اسنادی از جامعه ایرانی پس از کودتای سید ضیا

هفته گذشته دکتر مجید تفرشی که ذکر خیرش رفت در دفتر انجمن زنان پژوهشگر تاریخ به شرح یافته های جدیدی از میان اسناد 90 سال پیش ایران پرداخت.و برایمان چگونگی پیداش این اسناد را که عمدتا مضمونی اجتماعی تاریخی دارند اینگونه روایت کرد: چندی قبل تماسی با من گرفته شد که پیرمردی در تماس با سازمان اسناد بریتانیا ادعا می کند اسنادی در ارتباط با ایران را در منزل خویش نگهداری می کند. به عنوان سند شناس ایرانی به سراغش رفتم.
او ادموند ادواردز پیرمرد 89 ساله متولد همدان و ساکن بریتانیا تصویر اسنادی را از مادر خویش به یادگار داشت در ارتباط با 12 سال زندگی وی در ایران. تصویر اسناد، مطالعه انها و مشخص شدن ارزششان باعث شد که برای پیدا کردن اصل اسناد به امریکا سفر کنم و انها را بیابم.
او سپس به شرح این اسناد پرداخت :

کلارا ادورادز همسر سیسیل ادواردز مدیر نمایندگی شرکت اورینتال کارپت کمپانی مدت 12 سال در عنفوان جوانی را د رایران گذارنده است. شوهر انگلیسی وی که بعنوان عامل این شرکت مدتی را در عثمانی گذرانده بود پس ازدواج با کلارا که دختری اهل امریکاست برای ادامه کار به ایران می اید. کتابی که سیسیل در ارتباط با صنعت فرش تحریر کرده است از کتابهای ماندگار در این زمینه است.
نمایندگی این شرکت در همدان قرار داشت و کلارا در طول 12 سال زندگی در ایران بطور مداوم مشغول نوشتن در ازتباط با ایران بوده است. وی که در کالجی در پنسیلوانیای امریکا درس خوانده خواهر دوقلویی دارد که بطور مداوم هفتگی به مدت 12 سال انچه را دیده است با جزئیات برایش می نویسد، نامه های که برای دیگر دوستانش نوشته و مکتوباتی که در موقعیتهای دیگر کتابت کرده نیز امروز ما را با حجم عظیمی از اسناد دست نخورده اجتماعی ایران روبه رو می کند.
او در اوریل 1911 به تهران وارد شده و در سال 1923 از ایران خارج شده است.
وی در مدت حضور در ایران بعنوان تنها کارمند خارجی این شرکت بعنوان منشی و دفتردار؛ اسناد ، محاسبات و مکاتبات کمپانی را در دست داشته، که این نامه ها در اسناد باقی مانده از او وجود دارد. و البته زمانهایی را نیز بعنوان معلم در مدرسه امریکائیهای همدان گذرانده است.
او بنا به شغلی که داشته با همسرش مسافرتهای زیادی در ایران انجام داده، مهمترین خصیصه ای که در خاطرات او بچشم می خورد ، مسئله ای که اکثرا از نگاه مستشرقان و ایرانشناسان دیگر به دور مانده، حضور و معاشرت بلندمدت وی با قشر پایین و عامه جامعه ان روز ایران هست. او مشاهدات خود از این ارتباطات را بطور کامل در خاطراتی که از خود به جای گذارده شرح داده است. همچنین او در نوشته های که از خود بجای گذارده به شرح کاملی از رفتارهای اجتماعی که می دیده پرداخته است. لالایی هایی که پیرزن دایه فرزندش می خوانده، نوع لباس اهالی بخصوص زنان، قوت غالب ایرانیان و … پرداخته است.منابعی که نگاه روشن تری و عمیق تری را به جامعه پس از مشروطه ایران موجب می شود. بخصوص انکه به نظر می آید نویسنده انها به نسبت غرض ورزی کمتری در نوشته ها بروز داده است. وی در نوشته ها همذات پنداری جالبی را با زنان ایرانی نشان داده، و هیچگاه به دیده تحقیر به انان نگریسته، او که پس از مشروطه به ایران وارد شده، کودتای سید ضیاء را دیده و مسئله جنگ جهانی ، تورم و قحطی به دنبال ان را لمس کرده و به خوبی توانسته انروز جامعه غیر درباری ایران را به تصویر بکشد.
مهمترین خصیصه دیگر او را میتوان عدم ارتباطش با دربار دانست مسئله ای که موجب شده او بیشتر به کنکاش در ماهیت جامعه ایرانی بپردازد.
او پس از خروجش در ایران در دهه 1940 یک شغل پژوهشی در کمبریج می گیرد و پس ان در دهه 50 آلزایمر به سراغ او می اید.
و در اواخر دهه 50 فوت می کند.
در اسناد بجا مانده از وی چندین هزار برگ در رابطه با خاطرات او از ایران بصورت دست نویس یا تایپ شده مشاهده می شود. نکته قابل تامل این است که این اسناد تا بحال تنها در 2 مورد آنهم نه بصورت جامع بلکه محدود مورد مطالعه قرار گرفته است.
مهترین نکات موجود د راین اسناد را می توان اینگونه بر شمرد:
- شرح دقیق اوضاع و احوال اجتماعی زنان در ان دوران
- بیش از 10 سفرنامه
- مقایسه ای از رفتاها برخوردهای اجتماعی نواحی مختلفی که او بدانجا سفر کرده است.
- تاثیر کودتا و قحطی بر خانواده
- تحولات اقتصادی آن دوره
- مناسبات اجتماعی مردم با حکومت
- چندین مقاله در مورد تحولات اجتماعی زنان و جامعه برای روزنامه ها و مجلات
- عکسها و مواد تحقیقی که وی برای نوشتن مقالات جمع کرده
- نامه های مرتبط با کمپانی ( بعنوان اسناد موجود در حوزه تجارت خارجی ایران)
- وجود چندین نقشه از ایران که تعدادی از انها نایاب هستند
- مشخصات تعدادی از راههای مواصلاتی ایران که د رحال حاضر از بین رفته اند.

صباح الخیر یا بیروت

May 13th, 2008 blog

صبا</p

لبنان

May 11th, 2008 blog

دوباره این چند روز ذهنم در بیروت پرواز می کند.

این علی که دیگر نوشتن را بوسیده و کنار گذاشته و ما ماندیم و حوضمان.

این بار خودم فعالتر شدم.
یک لغت نامه خوب عربی به انگلیسی دانلود کردم و البته یک لغت نامه انگلیسی و فارسی هم داشتم و شروع به خواندن کردم.
پرس تی وی بیروت را می خواندم. اما این سایت خبری لبنانی هم نتیجه کاوشهای جدیدم هست. النشره، سایت خوبی است و مهم تر انکه اخبارش تند و تند به روز می شود.

مشغله

May 10th, 2008 blog

پنج شنبه صبح یک سری رفتم دانشکده علوم اجتماعی ، پنل اول را از دست داده بودم، تعریفش را شنیدم که حسابی اساتید با هم به بحث گذرانده بودند.

یا د دو سال قبل افتادم، اقای اباذری حسابی به نظریات چند تن از اساتید دیگر پیچید و یک بحث (کمی دعوا) جانانه بینشان در گرفت. گویا در پنل قبلی هم که اقای فکوهی و خانم شریعتی بودند همین اتفاق افتاده بود

بعد از ظهر هم به مناسبت روز فردوسی گفتگوی تمدنها برنامه بود.
اقای خاتمی و دکتر اسلامی ندوشن و یک دکتر جوان دیگر اگر اشتباه نکنم به نام ضیایی صحبت کردند. یاد احمد اقا بخیر ، انجا ان انتها جایش خالی بود. با حرفهای خوشش.

شب هم جلسه نهج البلاغه با دکتر محمد مهدی جعفری.

جامعه شناسی تاریخی

May 9th, 2008 blog

ظهر چهارشنبه یک سر رفتم تا دانشکده علوم اجتماعی ، همایش انجمن جامعه شناسی، بیشتر برای میزگرد جامعه شناسی تاریخ رفته بودم که با خوش قولی اساتید و یک سری اتفاقهای غیر منتظره برنامه به هم ریخته بود.

از پنل قبلی که اقایان تاجیک و منوچهری و کاشی بودند از صجبت های دکتر کاشی بیشتر استفاده کردم. برای پنل نگاه تاریخی هم که به خاطر ش رفته بودم گذشتم ، دو پنل را که قرار بود جداگانه د ردو سالن برگزار شود را به خاطر نیامدن اساتید یکی کردن و البته در ان سالنی که قرار بود نگاه تاریخی باشد ، چون یکی از اساتید ان دیگری هواپیمایش دیر می شد قرار شد او اول صحبت کند و من که می خواستم به ابتدای صحبت برسم این هم از دست رفتم.

سریع زدم بیرون و با گرفتن یک موتور خودم را به دفتر انجمن زنان پژوهشگر تاریخ رساندم.

قرار بود دکتر مجید تفرشی در مورد یک سری از اسنادی که تازه به دست اورده حرف بزند.
اینجا برایم مفیدتر بود هم گپ کوتاهی با دکتر زدم و هم در مورد این اسناد که برای نگاهی اجتماعی به سالهای پس از مشروطه و کودتا مربوط بود گوش سپردم

یک گزارش گوتاه از این جلسه خواهم داد