از نوعی دیگر
April 30th, 2006 blog
دروغ سیزده که یادتان هست.
این هم نوع اصلی ان از جنس الکترونیک

دروغ سیزده که یادتان هست.
این هم نوع اصلی ان از جنس الکترونیک
سلام سینما را یادتان هست، فیلمی که سر و صدای زیادی به پا کرد، خیل مشتاقانی که برای تست فیلم و اگر بشود برای شرکت در فیلمی آن هم به کارگردانی محسن مخملباف سر و صدا می کردند و از سر و گردن همدیگر بالا می رفتند!!
ان زمان خیلی ها که نمی دانستند این یک فیلم خواهد بود، اعتراضات زیادی کردند و عاقبت ان شد که دیدید، یک فیلم از یک واقعیت، یک فیلم نیمه مستند از یک خواسته ی اجتماعی بسیار قوی، این فیلم به نوعی به تصویر کشاننده نیازی بود که خیلی عظیم از مردم به دنبال دست یافتن به ان بودند. نیازی کاذب که معروفیت و دنیای زندگی پر از تجمل بازیگران سینمایی برای اجتماع به ارمغان اورده.
بگذریم،
احتمالا شما هم خبر بازی فوتبال تیم بانوان ایران و منتخب برلین را شنیده اید؟
این بازی نیز مقدمه ای است بر تولید فیلمی دیگر، فیلم مستندی که پروژه ای مشترک بین فیلمسازان ایران و المان محسوب می شود.
هیجان دخترانی که در ورزشگاه شاهد این بازی بودند، و به قول خانم مظفری ناراحت از این که چرا از قبل تمرینی و یا امادگی برای به راه انداختن موج مکزیکی نبودند. هیجانی که به علت تنگ نظری ها و سخت گیریهای بی مورد در حال تبدیل به خواسته ای است که اگر کاذب نباشد، حداقل منحرف کننده از خیلی نیازها و خواسته هااساسی تر است. و البته شاید محل مناقشه ای که یک حق است.
(و چه راحت منحرف کننده از اینکه حق انسان به سخره گرفته می شود.)
منتظر باشید، این فیلم هم بر روی پرده خواهد رفت.
تکمله: این هم شاهدی بر این حکایت
بالاخره خانمها هم توانستند در ورزشگاه اختصاصی فوتبال تماشا کنند:
شرق،فيروزه مظفرى: براى ما زن ها كه تاكنون فوتبال را از پشت كادر مربع تلويزيون ديده ايم، بازى فوتبال ديروز تجربه اى جديد و هيجان انگيز بود و شايد فقط تيم بانوان برلين بودند كه از اول بازى دست و پاى خودشان را گم نكرده بودند. بازى در استاديوم باشگاه آرارات بهانه اى بود تا حضور كثير تماشاچيان ارمنى را در استاديوم توجيه كند. بازى با قرائت قرآن توسط قارى زن راس ساعت ۴ شروع شد. اما ديدن اين همه صحنه بديع و هياهو و شور و هيجان تماشاچيان جوان كه يك نفس ايران را فرياد مى زدند به راحتى حواسم را از بازى پرت مى كرد. البته اين صحنه ها تنها تمركز من كه براى ديدن فوتبال به استاديوم رفته بودم را برهم نزده بود. تماشاچى هاى فوتبال امروز بيشتر از خود فوتباليست ها و بازى سوژه بودند. دختران جوانى كه فكر نمى كردند روزى بوقچى تيم ملى بانوان فوتبال باشند با حرارت پرچم ايران را تكان مى دادند و لابد غصه مى خوردند كه چرا براى موج مكزيكى رفتن توى استاديوم تمرين و تجربه كافى ندارند؟
هان نشو نومید چون واقف نه ای از سر غیب
باشد اندر پرده بازیهای پنهان غم مخور
ای دل ار سیل فنا بنیاد هستی برکند
چون ترا نوح است کشتیبان ز طوفان غم مخور
تا صد روز، مشکل هست، اگر با فقر منابع هم رو به رو باشید:
صدراعظم با دو چهره
صد روز با مشرطه دريچه اى به روى وقايع ۱۰۰ روز پيش از به ثمر رسيدن تلاش هايى است كه منجر به امضاى فرمان مشروطه شد. وقايع نگارى زمان هاى پيشين در كشورهايى چون ما كه داراى تاريخى مدون و مكتوب نيستند، داراى مشكلات فراوانى است. تطبيق تاريخ ها از جمله سخت ترين قسمت هاى چنين كارى است، با اين كه بيش از يك قرن از مشروطه نمى گذرد، اما اين تطبيق قبل از فرمان مشروطه نسبت به پس از آن دچار دشوارى هاى بيشترى است. به اين علت در طى نوشته هاى اين ستون خواننده با وقايعى براى يك روز روبه رو مى شود كه بعضاًدر كتاب هاى متفاوت داراى تاريخ هاى متفاوتى است.•••• صدراعظم با دو چهره
7 ارديبهشت ۱۲۸۵اين روزها در هر كوچه و بازارى سخن از عين الدوله صدراعظم است، مرد پيچيده اى كه هنوز سمت و سوى سياسى وى مشخص نيست. قبل از اين محمدعلى ميرزا وليعهد از تبريز تلگراف تندى به عين الدوله نوشته بود كه نبايد با خواسته هاى اسلام خواهان و اصلاح طلبان همراهى كند. اين مسائل باعث شده كه عده اى عين الدوله را همراه اصلاح خواهان بدانند
سخت است اگر فکر کنی رفتارت ، کسی را آزار می دهد.لااقل کاش بگوید.
مرغ زیرک گر به دام افتد، تحمل بایدش . . .
گزارشي ديگر از مراسم بازخواني جامعه شناسي فرانسه در خردنامه همشهري
البته با يك مقدار لطف:
گزارشي از جلسات بازخواني جامعه شناسي فرانسه
جلسات آشنايي با جامعه شناسان بزرگ جهان كه از سوي موسسه غير دولتي چهارسوق انديشه در كتابخانه حسينيه ارشاد برگزار شد، نخستين نشست از سلسله نشست هاي خود را به جامعه شناسان فرانسوي اختصاص داد. عنوان اين نشست بازخواني جامعه شناسي فرانسه بود كه طي روزهاي متوالي سخنران هاي مختلفي به تبيين انديشه هاي هريك از جامعه شناسان مهم فرانسه پرداختند، البته بدون اين كه به عنوان بازخواني توجهي داشته باشند.در اين جلسات هر سخنران به فراخور توانايي خود مسئوليت تشريح يك جامعه شناس فرانسوي را به عهده گرفت. بدين ترتيب اميل دوركيم موضوع سخنراني سارا شريعتي در نخستين روز نشست (سوم اسفند) بود كه پس از آن هم ناصر فكوهي درباره پير بورديو سخن گفت. فرح تركمان سخنران مدعو به اين نشست براي بررسي انديشه هاي ريمون بودن در چهارم اسفند بود. پس از اين در 10 اسفند امير نيك پي درباره ادگار مورن سخنراني كرد.امير هوشنگ افتخاري راد در يازدهم اسفند با عنوان نقد زندگي روزمره به بررسي ديدگاه هانري لوفور پرداخت و آخرين نشست اين مجموعه در هفدهم اسفند هم ميشل فوكو از نگاه حسين كچوئيان بود.