February 27th, 2006 blog
مطلب مروری بر روزهای اعتراض بالاخره در روزنامه چاپ شد.
مطلب مروری بر روزهای اعتراض بالاخره در روزنامه چاپ شد.
زرد و سرخ و ارغوانی
برگ درختان پاییز
می ریزند بر زمین
آرزوهای ما نیز
درختان پاییز در خون غنودند
سرودی به یاد بهاران سرودند:
ریخت ز چشم شاخه ها، خون دل زمین چو برگ
از همه سو روان شده، اشک خزان ببین چو برگ
ریخته بر زمین سرد، این همه برگ سرخ و زرد
آه بهار آرزو، بر سر ما گذر نکرد
توشه ای از بهاران ندارم
یادگاری ز یاران ندارم
گرد خاموشی و خستگی
روی قلبم نشسته
همچو خزان خموش و زرد
در ره تو نشسته ام
تا تو مگر قدم نهی
باز به چشم خسته ام
زرد و سرخ و ارغوانی
برگ درختان پاییز
می ریزند بر زمین
آرزوهای ما نیز…
شعر و آهنگ: امیرحسین سام
آواز: اشکان کمانگری
آهنگی هست که در نغمه های کنار صفحه می توانید گوش بدهید.
جناب اقای سام ببخشید که کپی رایت اثر را رعایت نکردم. اثر جذابی هست.
حجاب چهره جان می شود غبار تنم
خوشا دمی که از آن چهره پرده برفکنم
چنین قفس نه سزای چو من خوش الحانی است
روم به گلشن رضوان که مرغ آن چمنم
عیان نشد که چرا آمدم، کجا رفتم
دریغ و درد که غافل از احوال خویشتنم
چگونه طوف در فضای عالم قدس
که در سراچه ترکیب تخته بند تنم
اگر زخون دلم بوی شوق می اید
عجب مدار که همدرد نافه ختنم
طراز پیرهن زرکشم مبین چون شمع
که سوزهاست نهانی درون پیرهنم
بیا و هستی حافظ زپیش او بردار
که با وجود تو کس نشنود ز من که منم
چیزهایی هم هست که به انها سفارش شدیم، برای زمانهایی که خیلی خوشحالیم یا خیلی ناراحت.
فاتحه اهل قبور از این چیزهاست، تا به حال شده زمانی که ناراحت هستید به گورستان رفته باشید، قبرهای ردیف به ردیف ، ادمهای ارام گرفته … انهایی که زمانی زیسته اند و حال به آرامی خفته، بودن در این فضا، گوشزد کننده دیر یا زود خود ما است، و هشدار دهنده و ارام بخش،
عاقبت خاک گل کوزه گران خواهیم شد.
اگر تا به حال امتحان نکرده اید ساعتی را به این کار اختصاص بدید.
کدیور می گفت: برای احترام هم شده سفارش شدیم در زمان مرگ پدر و مادر قبل از دفن انها، دقیقه ای را یکی از فرزندان در خاک بگذراند. چه حسی بهتون دست می دهد، جدا از این واقعه دردناک از دست دادن یک عزیز این حس رو تجربه کنید؟
من که خودم دوست دارم، و بارها خواسته ام، آرامش خاصی ادم پیدا می کند. آرامشی که از نقل برون است.
در تاریخ نقل است، که ابوذر و دیگر صحابه در درون قبرخود به عبادت می پرداختند. دل آدم؛ اگر آدم باشه خشوع خاصی پیدا می کنه …