June 20th, 2003 blog
خوش به حال بچه هايي که حال هر روز نوشتن را دارند من که هر چه مي کنم اين توان را در خودم نمي بينم شايد بيشتر اون از دل زدگي اوضاع با شد به هر حال امروز چند خبر جالب بود که مي نويسم
سالگرد دکتر شريعتي
مراسم امروز با حال بود حسابي ، شلوغ هم بود جوانهاي خيلي زيادي بودند ، مهندس سحابي و دکتر يزدي و عبد لله نوري را هم من ديديم+ معين فر+صدر حاج سيد جوادي+ يک تعداد زياد ديگر…..
ساعت يک ربع به پنج تقريبا شروع شد، يک قران با حال يک اذم با حال خوند معلوم بود علاقه داه دوست هم داره صداي خوبي داره و مي فهمه بعد مجري امد و خير مقدم گفت. فاطمه گوارايي بود .
سخنران اول اگر اشتباه نکنم دکتر احمدي بود مولف کتاب شرعتي وجهان(کتابش را دارم ، اگر اسمش را اشتباه نگفته باشم خوبه) بهد از اون هم آقاي با دکوبه اي يک شعر دبش در مورد وطن خوند حال کرديم صحبتهاي دکتر احمدي هم در مورد مليت و دين بود بعد از اقاي بادکوبه اي يک ميزگرد با حضور اقايان رجايي ، پيمان وپدرام برگزار شد به گردانندکي اقاي قاسمي که هم طولاني بود هم به خطر گرمي بيش از حد هوا کسل کننده بهد از اونها اقاي طه حجازي يک شعر خوند( نمي دانم چرا وي فکر مي کنئد يک شعر با روحيه انقلابي بايد همرا با دادن کلامات نامتجانس و نزديک به فحش باشد) بعد هم اگر اشتباه نکنم اقاي شادمان!!؟؟؟ يکي از شعرهاي اقاي بادکوبه اي را با اواز خواند بعد از ان هم خانم دکتر وران شريعت رضوي براي اولين با بعد از شهادت دکتر صحبت عمومي کرد که بسيار جالب بود مبحث اصلي صحبت وي در مورد يک زن بودو خودش از سه منظر همسر دکتر؛مادر بچه ها و يک زن تنها .
ازجفاي ممنوع الخروج بودن 2 ماهه در رژيم قبل و 8 ساله در اين حکومت گفت و……..
بهتر زودتر متن کامل صحبتهاي انها پياده و پخش بشود.
و جلسه به ارامي در حدود ساعت 8:30 تمام شد.
امروز سوسن شريعتي هم در ياس نو يک يادداشت داشت، همچنين لايي ياس نو در مورد دکتر 2 مطلب داشت که يکي از پرويز خرسند بود.
Posted in عمومی | No Comments »
June 17th, 2003 blog
امروز مراسم “شریعتی و دوران گذار “در فرهنگسرای ارسباران برگزار شد .
سوسن شریعتی و اشکوری و ابراهیمی و … چند تا جوان دیگر از سخنرانان بودند در کل دارای نواوری جالبی بود از جمله اینکه سخنرانان همه از نسل بعدی دکتر بودند .
Posted in عمومی | No Comments »
June 11th, 2003 blog
امشب بهش زنگ زدم گفتم تو خونه موندن فایده نداره بیا بلکه با بر و بچه ها بتونیم کاری بکنیم ، گفت تا صبح فکرام رو می کنم جواب می دم . با این دل زدگی ، ادمهایی که سرشار از انرژی بودن و هستن چه باید کرد؟ همه موندن؛ نه اینکه منم خسته نباشم ولی خوب هنوز دارم با خودم مقاومت می کنم تا ببینم چی می شه؟ به پشت سر نگاه که می کنم دنیایی رو می بینم که باید برای از دست دادن فرصتهاش ، غصه خورد ، نمی دونم بچه های این نسل می تونن از نتایج رفتاری ما درسهای بهتری بگیرن؟هنوز امیدم به فردای تاریک جوان ایرانی نا امید نشده ، خدایا کمک کن بشه محکمتر ایستاد بدون دست دادن با خداوندگان زر و زور و تزویر. آمین
Posted in عمومی | No Comments »
June 10th, 2003 blog
تو اين چند شب تعطيلي از مسائل مهم من باز صحبت در مورد اصلاحات بود که با … حرفم شد
(امان از اين اصلاحات)
صحبت سر نامه نماينده ها شد (135) که يک دفعه شروع به داد داد کردن کرد که اينها چکار کردندو …
واقعا از دست اين خاتمی و اينهمه اهمال کاری با اين که صادق مي دانمش ولی چه کنيم از عملکردش؟؟؟؟؟
.کلی کل کل کرديم با … بعد هم منو از اطاق بردن بيرون
وضع ماليشان خوب هست و هی مينالند که خاتمی چه کار کرده نمی گويند که حداقل براي ما خوب شده همه شدند نان به نرخ روز خور
تابعد
Posted in عمومی | No Comments »
June 5th, 2003 blog
پريشب خاتمی صحبت کرد همان صحبهای هميشگی.
خوب بود اما به هيچ عنوان کافی نبود هنگام سخنراني آقايان زهر چشمي هم با شعار دادن نشان دادند
چند جا هم خاتمی ميگفت باشد بعدا صحبت ميکنيم
Posted in عمومی | No Comments »