الهی هب لی کمال الانقطاع الیک             تاملاتی بر افکار روزانه

عرفه

چو عید و چون عرفه عارفان این عرفات
به هر که قدر تو دانست می‌دهند برات

چند وقتی بود که انگار سر ناسازگاری داشتم
او بود و می خواند و من خود را به نشنیدن می زدم.‏
عجب زجر اور بود، حضورش را درک کنی و در حضورش نباشی.‏
تا هوای عرفه به میان امد.‏

امروز خوش حالی داشتم. در هوایی پر از لطافت ابراز نیاز و خضوع و خشوع در درگاهش.‏
حس می کردم پر از انرژی خواهم شد. چه زیبا بود. کاش همیشگی شود. ایدون باد.‏
چه خوش است گامی به رفتن بگماری و دل به راه بیاندازی و نظاره کنی جمعی را که اینچنین با هدفی نزدیک
برای ابراز نیاز به درگاه کبریایی جمع گشته اند و هم پایشان بخوانی و بگریی و به اندیشه بنشینی.‏
کین عمر گران مایه به چه صرف شد ؟
امروز عصر به رسمی سالانه که عدد 3 را با خود یدک می کشید، همنوا با حسین علیه الرحمه در جبل الرحمه به خواندن ‏دعا برخواستیم، در حسینیه ارشاد.‏

دکتر مهدوی سخنی از شناخت به میان اورد و رضا و سعید و مقداد به خواندن دعا پرداختند و خواهرم نیز به همراهیشان با ‏ترجمه دعا همراه بود. ‏
من از این حضور معنوی سرشار از انرژی ام، سرشار از شور و نشاط، پر از عشق، که امیدوارم حفظش کنم، حداقل تا ‏مدتی. ‏

امیدوارم تا زمان حضور در جهان ماده توان و امکان باشد تا بتوانم کمکی باشم در ادامه چنین برنامه هایی برای بارور شدن ‏ایمان و عمل .‏
دست تمام کسانی را که بتوانند در این راه یاریگر باشند، خاضعانه می فشارم.‏

هلال وار ز راه دراز می‌آیند
برای کارگزاری ز قاضی الحاجات
به مفلسان که ز بازارشان نصیبی نیست
ز مخزن زر سلطان همی‌کشند زکات
پی گشادن درهای بسته می‌آیند
گرفته زیر بغل‌ها کلیدهای نجات

2 Responses to “عرفه”

  1. faratarazbodan Says:
    December 11th, 2008 at 1:10 am

    انشالله هم توانش خواهد بود و هم امكانش…

  2. ابوالصبا Says:
    December 12th, 2008 at 4:08 pm

    منم شیرینی خریدم

Leave a Reply

دوستان