الهی هب لی کمال الانقطاع الیک             تاملاتی بر افکار روزانه

شب شهادت*

* این مطلب را برای سالگرد استاد شهید مرتضی مطهری نوشته بودم ، برای جریده ای. اما انچه نباید بشود شد و مطلب چاپ نشد و تا امروز هم مرا در بی خبری گذاشتند.

آفت روحانيت اهل تسنن دولت زدگي است و آفت روحانيت شيعه عوام‌زدگي است 1

این سخنان کسی است که سالهای بیشماری از عمر خویش را صرف درس و بحث در حوزه های علمیه کرده و تا پایان عمر پربارش از کسوت روحانیت دفاعی عاقلانه و ماندگار می کند.

” جامعه در بسياری از حالات مانند فرد است . از آنجمله آفت زدگی است البته آفت اجتماع متناسب و مخصوص به خود اجتماع است . هر جامعه‏ای نيز يك نوع آفت مخصوص به خود دارد . آفتی كه جامعه روحانيت ما را فلج‏ كرده و از پا درآورده است ” عوام زدگی ” است . عوام‏زدگی از سيل زدگی‏ ، زلزله‏زدگی ، مار و عقرب زدگی بالاتر است . اين آفت عظيم معلول نظام‏ مالی ما است .

روحانيت ما در اثر آفت عوام زدگی نمی‏تواند چنانكه بايد ، پيشرو باشد و از جلو قافله حركت كند و به معنی صحيح كلمه ، هادی قافله باشد ، مجبور است در عقب قافله حركت كند . خاصيت عوام اينست كه هميشه با گذشته و آنچه به آن خو گرفته پيمان بسته است ، حق و باطل را تميز نمی‏دهد . عوام‏ هر تازه‏ای را بدعت يا هوا و هوس می‏خواند ، ناموس خلقت و مقتضای فطرت‏

و طبيعت را نمی‏شناسد ، از اين‏رو با هر نوی مخالفت می‏كند و هميشه طرفدار حفظ وضع موجود است . .. .

ما هم اكنون می‏بينيم كه عوام‏الناس به مسائلی جدی از نوع توزيع عادلانه‏ ثروت ، عدالت اجتماعی ، تعليمات عمومی ، حاكميت ملی و امثال اين‏ مسائل كه پيوند ناگسستنی با اسلام دارند و اسلام است كه عنوان كننده اين‏ حقايق و مدافع آنها است ، به آن چشم نگاه می‏كنند كه به يك هوس كودكانه‏ . روحانيت عوام زده ما چاره‏ای ندارد از اينكه آنگاه كه مسئله‏ای اجتماعی‏ می‏خواهد عنوان كند ، به دنبال مسائل سطحی و غير اصولی برود و از مسائل اصولی صرف نظر كند ، و يا طوری نسبت به اين مسائل اظهار نظر كند كه با كمال تأسف علامت تأخر و منسوخيت اسلام به شمار رود و وسيله به‏ دست دشمنان اسلام بدهد . حكومت عوام ، منشأ رواج فراوان ريا و مجامله و تظاهر و كتمان حقايق و آرايش قيافه و پرداختن به هيكل و شيوع عناوين و القاب بالا بلند در جامعه روحانيت ما شده كه در دنيا بی‏نظير است . حكومت عوام است كه‏ آزاد مردان و اصلاح طلبان روحانيت ما را دلخون كرده و می‏كند” 2

استاد شهید مرتضی مطهری ، از معدود روحانیونی است که باب انتقاد را در دوجه باز کرد او از یک سو به جامعه روحانیت انتقاد وارد می سازد و از یک سو انتقاد به استاد را نه تنها جایز که ضروری می شمارد. حتی اگر استاد فردی چون علامه گرانقدر طباطبائی باشد.

نقد وی که به دور از هر گونه تند خویی است در واقع نگاهی قابل تامل در روابط شاگرد و استادی است و از جهتی نیز نشان دهنده فضای بازی است که حوزه برای انتقاد قائل است. ایشان در مقاله ای با عنوان جاودانگی و اخلاق به نقد استادی می نشید که از او به لفظ ” روحی له الفدا” یاد می کند.

اردیبهشت ماه 1358 یاداور شهادت مردی است که در فضای ملتهب انقلابی ایران می توانست چون طالقانی و مفتح و بهشتی و … وزنه ای در جهت تلطیف فضای انقلابی ایران باشند.

مطهری در اوج حرکت مردمی ایران بر ضد شاه همراه با اقایان سید محمود طالقانی، سید علی خامنه‌ای (رهبر انقلاب)، محمد رضا مهدوی کنی، احمد صدر حاج سید جوادی، مهندس مهدی بازرگان، دکتر یدالله سحابی، مهندس مصطفی کتیرایی، سرلشگر ولی الله قرنی، سرتیب علی اصغر مسعودی به عنوان اعضای شورای انقلاب مشغول به کار شدند .

این شورا پس از تشکیل دولت موقت نیز با تغییراتی در بین افرادی که به دولت رفتند و جایگزینی تعدادی دیگر به کار خود ادامه داد.

استاد همزمان در دو وجه علمی و اجتماعی حضور داشت. در چاپ جدید کتاب علل گرایش به مادیگری استاد مقدمه ای نگاشتند که در آن نقد ماتریالیسم از ارکان مطلب بود. این نقد را عده ای تاب نیاوردند به خصوص گروه فرقان که در ابتدا به قصد اصلاح تشکیل شده بود و در عاقبت با ترورهای کور به پایان رسید. انان با چاپ شدن این نقد به تفاسیرشان، اخطار کرده بودند که با کسانی که دست به رد و نقض آثارشان بزنند به شیوه نظامی برخورد خواهند کرد.

این رویه دوستان استاد را نگران کرد و باعث شد تا به ایشان گوشزد کنند که این نوع رفتارهای بدون تعمق را جدی بگیرند.

جواب استاد این بود: اگر قرار است من زندگی خود را در راه جلوگیری از انحراف در اسلام از دست بدهم بگذار چنین باشد که این بهترین شیوه مردن است.

و این چنین استاد تا انتها بر موضع خود مستدل باقی ماند .

در 11 اردیبهشت ماه 1358 جلسه ای با حضور تعدادی از اعضای شورای انقلاب در منزل دکتر سحابی برقرار بود. جلسه حول و حوش مسادل دولتی و سیاسی دور می زند، تا ساعت 10 : 30 که جلسه تمام شد. استاد همراه با مهندس کتیرایی از منزل دکتر سحابی خارج می شود. مهندس کتیرایی در حال صحبت با یکی دیگر از دوستان بوده که استاد کمی فاصله می گیرد و به سمت ماشین قدم میزند در زمانی که به ابتدای کوچه می رسد فردی او را به نام صدا میزند. استاد به عقب بر می گردد که در این هنگام با شلیک آن فرد گلوله به صورتشان برخورد می کند، ایشان غرق در خون به زمین می افتند، پس از اندکی استاد را به سرعت به سوی بیمارستان طرفه می برند. اما معالحات دردی را دوا نمی کند . تشییع ایشان در صبح پنج شنبه از دانشگاه تهران شروع می شود و در قم و در مسحد بالاسر به خاک سپرده می شوند.

با شهادت استاد علامه مرتضی مطهری ایران و اسلام از خدمات یکی از فرزندان خدوم خود محروم گشت.

ا و 2 : مقاله منتشره در کتاب مرجعیت و روحانیت، باز نشر در مجموعه اثار ، ده گفتار.

2 Responses to “شب شهادت*”

  1. مشکل روحانیت ما فقط عوامگرایی نیست. استبداد دینی فساد اقتصادی و عوام فریبی تنها بخشی از مشکلات است. دولت نهم هم که با حمایت از اندیشه های طیف روحانیت سنتی غیر انقلابی فضارا برای ایجاد نقشی خردمندانه حتی برای روحانیت روشنفکر بسته است. بیشترین خطر برای ایران امروز همان طیف سنتی وابسته به انجمن حجتیه است که دارد هرروز ارتباط و اعتماد مردم به روحانیت را مخدوش میکند.

    ——————————–
    ابوذر : روی حرفهایت خیلی حرف دارم، نقدهای اساسی، بخصوص این تکه اخر که در مورد طیف سنتی وابسته به حجتیه گفتی.

  2. […] : خدای رحمت کند شهید مطهری را بیخود افت روحانیت را عوام زدگی نمی […]

Leave a Reply

دوستان